بی مقدمه و بی تعارف یک چیزی بگویم. گالیله کرم داشته. باور کنید. حالا قسم نمی خورم. ولی گالیله کرم داشته. یعنی توهم داشته. این توهم – منظورم همان مزخرفیست که در مورد قلقلی بودن زمین می خورد و می گفت – مثل کرم روحش را در انزوا . . . اذیت کرده. بعد نشسته با خودش و . . . جوارح ناموزونش (عطار نیشابوری می گوید همه ی کرموها جوارحی ناموزون دارند) حرف زده و به این نتیجه رسیده که باید کرمش را یک جایی خالی کند. بعد هم از آن جایی که کرم هر جایی بیرون نمی آید، تصمیم گرفت دانشمند شود. در آن سال ها هم چون کلیسا خودش کلی کرم از نوع مرغوب داشته (خیام، عمر، کرم شناسی، بلخ، ص: 35) اعصاب و روانی برای رقابت با یک خط تولید جدید یا حتی شیوه ی تولید جدید که مارکس آن را شیوه ی تولید فئودالی می نامد و در گذار به سرمایه داری یک چیزهایی از خودش بیرون می دهد و روی زمین می ریزد که این چیزها موجودات لزج و بی مهره ای هستند به نام کرم که در روند تکاملی خود در طول چهار میلیون و هفتصد و بیست و پنج هزار و ششصد و نود و یک روز (یعنی دقیقاً تا همین الان) یک مقدار لزج تر شده که آن هم به جهت مهاجرت های صورت گرفته بوده. در هر حال کرم ها مثل پرندگان کرم نداشته اند که بال و البته مقعد خود را لزج کنند تا مثلاً دو تا کوه و سه تا دشت و یک رودخانه آن ورتر لششان را پایین بیاورند و لانه سازی کنند به مدت یک فصل و بعد هم یک مهاجرت دیگر و یک . . . نه خیر. کرم ها جاهایی در خور شأنشان پیدا می کردند. جایی لزج و گرم و مرطوب (کرم های فرمانروا که کرم هایی کهنسال بودند جایی داغ و خیس داشتند). این جاها برای مسافرت های دائمی به آن ها کمک می کرد. آن هم نه مهاجرتی شبیه مهاجرت این پرندگان بخت برگشته. مهاجرت از قرنی به قرن دیگر. از کلیسایی به کلیسای دیگر. از معبدی به معبد دیگر و از مقعدی به مقعد دیگر.

 

منابع:

کرم شناسی، عمر خیام، نیشابور،1132م، نشر بلخ

آسیب شناسی کرم، نیشابوری، عطار، بلخ، 1145م، نشر نیشابور

kermshenasi in the kharej. gholam and hamkaran. 1789

 

 

 

                                                                                                                        سلام . . .