شرمندم. ببخشید. متاسفم. ولی . . .
مقعَد بخش پایانی دستگاه گوارش در موجودات زنده است. مقعد سوراخی در بدن است و عملکرد آن دفع مواد زائد غذایی و همچنین مواد زائد داخل بدن میباشد.
فقط جانورانی مقعد دارند که دارای لوله گوارش باشند و جانورانی مانند هیدر(که کیسه گوارشی دارد) و کرم کدو (که اصلا لوله گوارش ندارد) معقد ندارند. مقعد دارای دو اسفنگتر داخلی و خارجی میباشد که اولی غیر ارادی است و دومی ارادی میباشد. ارادی بودن اسفنگتر خارجی باعث میشود تا بتوان مدفوع را به صورت ارادی خارج کرد. عدم خروج به موقع مدفوع از بدن باعث بیماری های مزمنی از قبیل بواسیر میشود که در ایران آمار بالایی را به خود اختصاص داده است.
بخاطر تمرکز زیاد پایانههای عصبی در محدوده مقعد، این محدوده جزو مناطق شهوانی بدن محسوب میشود. بخاطر همین ارتباط با جنسیت و شهوت، صحبت درباره مقعد در فرهنگ ایرانی و فرهنگهای مختلف تابو است.
می دونین چرا اینو نوشتم؟
به سه دلیل:
اول این که بحث رو علمی شروع کنم (به هر حال من یه جامعه شناسم دیگه)
دوم این که خیلیا به خاطر سادگی فکر می کنن من آدم با ادبی هستم. شایدم می دونن من بی ادبم ولی به روی خودشون نمیارن. در هر حال گفتم که بعد نگین نگفتم.
دلیل سوم رو هم الان می گم:
یه بابایی یه وبلاگ باحال داره
آدرسشم نمی گم چون دلم می خواد
توش یه چیز عجیب نوشته که زندگی من رو به دو قسمت تقسیم کرد. یه قسمت قبل از خوندن مطلبش که تو جهل بودم. و یکی هم الان که در مرحله ی حیرت هستم.
نوشته که در موقع .سک.... مقعدی سعی کنید ابتدا سر آلت را وارد کنید!!!!!!!!!!!!
سه روزه دارم از خودم می پرسم که آخه مگه می شه آلت رو از یه قسمت دیگه وارد کرد؟؟ من می دونم همه ی اونایی که میان این جا اهل ادب و فضل و کمالاتن و از این چیزا چندششون می شه. اما جداً این مسئله منو خیلی درگیر خودش کرده. آخه تورو خدا من الان تقصیر دارم؟ اصلاً من اسب. من نفهم. شما قضاوت کنین. می شه؟ نه جداً می شه؟ در کل شرمنده همه هم هستم
توجه: در ضمن از امیرو و 23 خواهش می کنم مثل یه آدم واقعی کامنت بزارن. می فهمین که؟ کار سختی نیست. سعی خودتون رو بکنین. شما ارادشو دارین
سلام . . .
شاید در حالت عادی بتوان با یک تکه ی بزرگ کیک و یک لیوان نوشابه ی سرد و یک سی دی که پر از فیلم های . . . خوب باشد، شب خوبی را سپری کرد. اما در یک هوای سرد هیچ کدام به درد نمی خورد. در هوای سرد باید نوشت. داغ و تازه. از زخم. از درد. شاید سقف سرد آدم هم به فنا برود. اما ریختن بعضی از عرق ها و خروج بعضی از اوره ها به همه چیز می ارزد. برای گرم شدن می نویسم. البته اگر اسمش نوشتن باشد.