نگارن نباش. می دیم واست می دوزنش
متاسفانه باز هم فتنه جو ها موجبات جراحاتی بر پیکره ی مردم انقلابی و خدا جوی شدند.
این بار تعدادی از عزیزانی که پشت بلندگوها شعارهای ارزشی می دادند آن قدر قلبشان از فتنه جویی ها به درد آمده بود که سعی داشتند با تمام وجود فریاد بکشند. اما فریادشان آن قدر از اعماق تهشان کشیده شد که از همان قسمت تحتانی دچار پاره شدگی شدند.
این مصیبت وارده را به تمام ملت ایران تسلیت می گوییم و نیز از خداوند منان بلندگوهای قوی تری را خواستاریم.
در ضمن از قوه ی قضاییه هم یک چیزهایی می خواهیم که دقیقاْ نمی دانیم چیست. خودشان بهتر می دانند.
سلام . . .
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 17:57 توسط حسین
|
شاید در حالت عادی بتوان با یک تکه ی بزرگ کیک و یک لیوان نوشابه ی سرد و یک سی دی که پر از فیلم های . . . خوب باشد، شب خوبی را سپری کرد. اما در یک هوای سرد هیچ کدام به درد نمی خورد. در هوای سرد باید نوشت. داغ و تازه. از زخم. از درد. شاید سقف سرد آدم هم به فنا برود. اما ریختن بعضی از عرق ها و خروج بعضی از اوره ها به همه چیز می ارزد. برای گرم شدن می نویسم. البته اگر اسمش نوشتن باشد.