وقتی قلب یخی یک عدد "موفق باشید" به تمام قواعد و معیارهای سریال سازی در تمام دنیا نشان می دهد، وقتی کلی آدم، انتهای ارگانیسم خود و اقوامشان را جر می دهند تا ثابت کنند پاره شدن حنجره شان فقط از روی دل سوزیست نه انتخابات، وقتی از زمستان فقط سرمایش مانده و برف و بارانش را خدا جای طلبش برداشته، وقتی رئال زارت و زورت برنده می شود اما باز هم مثل یک فاحشه ی نجیب جلوی کاتالان زانو می زند، وقتی قرار است سال تحویل شود و آقای "سال نامگذاری کننده" سال را نام گذاری کند، وقتی گرانی با لارجر باکس آدم را . . . و همه لبخند می زنیم، وقتی سه تا پارک و توقف ممنوع به اندازه ی دیه ی یک جای چپ یک مرد بالغ خرج بر می دارد، وقتی بخاری خراب می شود و باد سرد می آید و پنجره بسته نمی شود، وقتی رأس ساعت ظهر جناب آقای آژانس با بوقش ور می رود و ور می رود و دوباره ور می رود، وقتی هیچ خبری جز همه ی این ها نیست، با اجازه و بی اجازه از همه به خصوص بقیه، تصمیم به ازدواجم را عملی می کنم تا غزل را هم مثل خودم انشاء الله روانی کنم. این کار را به 63 دلیل انجام می دهم که البته کامل شدن دین جزئی از این دلایل نیست.
سلام . . .